تبليغاتX
دانشگاه کابل - Kabul University - جواب شعر خصمانه عبدالحی حبیبی
وبلاگی برای دانشجویان داخل افغانستان

قطعه شعر ارسالی به جواب شعری از استاد عبدالحی حبیبی نوشته شده. بنده در قسمت قضاوتی ندارم. مسئولیت به دوش خود شاعران می باشد.

شعر ا ز استاد عبدللحی حبیبی:

"قوم من !  ای تــودهء والا نژاد     وی نياکان غيــورت مرد و راد
با تو دارم گفتـــگوی  محرمی     تا ز اسرار حــــيات  آگاه  شوی
بشنوای پشتون باصدق و صفا     حـافـــــــــظ کهسار و قلب آسـيا

گر بزرگی خــواهی و آزادگی     يا چــو اسلاف غيورت  زندگی
اولاً پشـــــتو لسانت  زنده ساز     هم براين شـالوده کاخت برفراز
تاتوانی تکـــــيه بر شمشير کن     قصر ملت را برآن تعمير کن »

 

جواب شعر

ای حبیبی شاعری  پشتو نواز
از زبان فارسی تو سرفراز

پشتو از آغاز خلقت مرده بود
مشتق از هندی و اندک از یهود

بی گرامر بی ز قاموس و ادب
است واضیح این نپنداری عجب

مردمانش خادمی پنجابییان
دیده باشی سرحدی های پتان

فالبین تردست خادیع خود فروش
از غلامی حلقه دارند در دو  گوش

عدهء صحرا نیشین و بی سواد
 اجنبی زد در گلوی شان قلاد

غیر دیدم رهبر شان شد مدام
این عشیره عمرها بوده غلام

تکیه بر ارباب خود کردند همیش
خدمت شان را بر گزیدند دین خوش

از سلف آموخت هریک چاکری
نا توانند در توانی رهبری

جملگی فرمانبری انگلیسیان
زارعان تخم تخریب و زیان

این وطن را سالها بفروختند
آتشی آشوب را افروختند

محرمی شیطان به شیطان میکند
کشوری معمور ویران میکند

گر به طالب محرمی کردی ببین
ننگ دارد از وجود تان زمین

در پشاور تا گرفتی درس شر
خالی آثاری تو از فضل و هنر

فاسق مهمند شیطانی زمان
آشکار آموزگارت نی نهان

پت خزانه دفتری انگلیسی است
کاربردی  فتنه و تلبیسی است

گر سرودی یاوه و پوچ و خطا
بر مقامی فارسی بودی گدا

این زبان علم تالیف و کتاب
در ضمیر خلق راه یابد شتاب

از هخامنشی  و تاز زروانیان
مانی و زردشت کاووس کیان

کورش و دارا و مزدک زال و سام
با زبان فارسی گفتند پیام

بوحنیفه از تباری فارس بود
اهل سنت از فق او برده سود

این زبان فرخی و روده کی
نخبه گان آموختند از کودکی

بی تحمل بر کلامی مولوی
یا به قرانی زبانی پهلوی

در نوشتارت حسادت کرده یی
خود به وجدانت خیانت کرده یی

« مثنوی مولوی معنوی
است قران در زبان پهلوی »

غافل از فردوسی و شهنامه اش
بی خبر از واژه ها و چامه اش

یا ندانستی فریدالدین که بود
پنج گنجش راه تو روشن نمود

مکث میکردی به انصار و به جام
بر سنایی و به اشعاری خیام

حافظ شیراز استاد غزل
سرکشیده نظم بیدل جون کتل

گنجوی و سعدی شیرین کلام
در جهان اند از حکایت نیک نام

ناصری خسرو دقیقی عنصری
فخر ازی  بیهقی و انوری

صاحب اندیشه های ناب ما
هریکی دیوان شان مهتاب ما

ابن سینا حاذق عالم فروز
نور علمش ژرف میتابت هنوز

ملت ما تاج دارند از دری
ثبت تاریخ است با خط زری

حارس آداب علمند از نژاد
وارثی  حماسه  مردان راد

شهرتی  امروز تو از فارسیست
کس ندانستی  حبیبی را که  کیست

از حسد بنوشته ای اشعار خام
بردهانت لازمی افتد لگام

از قبیله لفظ پشتو خاسته
موج دریایی دری زو کاسته

از هجوم این زبان معتبر
گشته الفاظی قبایل بی اثر

حرف درباری سلاطین قرون
از قلوبی سده ها آمد برون

شد مرورم شعر بی مفهوم زشت
پاسخت  ادراک من علمی نوشت

تابدانی خویش را خود کیستی
کاسهء ابلیس ملعون لیستی

http://www.kabulpress.com/modules.php?name=Artikel&op=view&sid=6612

+ نوشته شده در  18 Nov 2008ساعت 7 بعد از ظهر  توسط آرش |