تبليغاتX
دانشگاه کابل - Kabul University
وبلاگی برای دانشجویان داخل افغانستان

+ نوشته شده در  18 Feb 2008ساعت 8 بعد از ظهر  توسط آرش | 

نوشته: آثار الحق حکیمی

دو روز پیش، خبر برکناری خبرنگار تلویزیون ملی در ولایت بلخ"بصیر بابی" و جریمه ی نقدی مسئوول تلویزیون محلی در آن ولایت، به نشر رسید. جرم آقای "بابی" کار برد واژه ی فارسی دری "دانشگاه"، اعلام شد و نیز از مسئوول تلویزیون سانسور نکردن این واژه.

پرسش اینجاست که از دید گاه وزیرخرم، واژه ی دانشگاه از کدام زبان می باشد؟مسلماً چنانکه از کو تاه فهمی وزیر خرم و همفکرانش دانسته می شود، آنها واژه های مانند دانشگاه را، واژه ی بیگانه و ایرانی می دانند.

من می خواهم این مسئله را مطرح کنم که وزیر خرم، شما و همفکران شما، به کدام دانش در میان گویشهای یک زبان واحد، حکم جدا بودن از اصل زبان را می کنید؟ آیا شما تفاوت میان گویشهای مختلف و تفاوت میان زبان های مختلف را می دانید؟

مثلاً در گویش هایی که در زبان انگلیسی در کشور های مختلف وجود دارد: گویش انگلیسی امریکایی و کانادایی و نیز هندی و انگلیسی خیلی متفاوت است.

پس واژه ی“university “ انگلیسی است یا امریکایی؟ هندی است یا کانادایی؟

و زبان انگلیسی با داشتن گویشهای متفاوت در خودش، جز یک زبان واحد، چند زبان گفته می شود؟

وزیر خرم، اگر از زبان انگلیسی و فارسی دری آگاهی نداری، همین زبانی که ادعای دانستنش را می کنی، در میان گویش های وی تفاوت وجود ندارد. گویشی که در قندهار است با پشاور یکی می باشد؟ یا ساده تر بگویم تا بفهمی، لهجه ی پشتو در وردک تا "خیبر ایجنسی" متفاوت نیست؟ و نیز نام این زبان در پاکستان پختو است و در افغانستان پشتو، پس این دوزبان باید باشد؟ و واژه های پشتو و پختو برای یکدیگر بیگانه است؟

وزیر خرم، برداشت شما از فارسی ایران و دری افغانستان، که هردو فارسی دری هستند، همین گونه به نظر می رسد که این برداشت خیلی نا آگاهانه "از نظر دانشی" است.

تعصب تو باعث شده که روز را شب بپنداری ورنه خوب می دانی که فارسی و دری هر دو یک زبان اند . دانشگاه، دانشکده، شهردار، دانشجو، کارگاه، داد گاه و همه یی این واژه ها از زبان فارسی دری است، چه در ایران باشد و چه در افغانستان و یا هرجای دیگر.

در اینجا برای روشن شدن این بحث، دلیلی از بزرگان سخن می آورم که هرکدام هم فارسی گفتند وهم دری.

حافظ در شیراز ایران امروزی زیست می نمود؛ ولی وی شاعر زبان فارسی دری است.

"زشعر دلکش حافظ کسی بود آگاه

که لطف طبع سخن گفتن دری داند" حافظ

فردوسی می گوید:

"بسی رنج بردم در این سال سی

عجم زنده کردم بدین پارسی"

و یا حافظ در جای دیگرمی گوید:

"شکر شکن شوند همه طوطیان هند

زین قند پارسی که به بنگاله می رود"

ناصر خسرو می گوید:

" من آنم که در پای خوکان نریزم

مراین قیمتی دُر لفظ دری را"

پس زبانی را که وزیر خرم دری می نامد، با فارسی که در ایران است و تاجیکی درتاجیکستان، یکی است و دانشگاه نه کفر است و نه بیگانه گرایی.

فارسی دری زبان یک قوم نیست، زبان فارسی دری متعلق به همه ای شهروندان افغانتسان است، فارسی دری زبان یک تمدن است نه یک قوم یا گروه خاص.

من تاجیکم؛ اما زبان فارسی دری را آنگونه که از خودم می دانم، از هر پشتون، هزاره، ازبیک و دیگر شهروندان این دیار می دانم، چون می دانم که خدمات بزرگی را ازبیکان، ترکان و پشتون ها، به زبان فارسی انجام دادند. در دربار محمود غزنوی، صدها شاعر به زبان فارسی دری شعر می سرود. احمد شاه ابدالی برای زبان فارسی دری خدمت نمود؛ پس مقایسه ی این زبان به زبان های دیگری مانند پشتو، کاریست نادرست و به دور از انصاف، نه به این دلیل که زبان فارسی دری، کرامت بزرگ دارد؛ بلکه برای این است که داده های فرهنگی این زبان، جهان شمول است و از جمله ی زبان های بزرگ دنیا از نظر گوینده گی و تولید فرهنگی محسوب می شود. امروز آثار خداوند گار بلخ "جلال الدین محمد بلخی" در تمام دنیا کاربرد دارد.

زبان فارسی مدت 8 قرن در شبه قاره ی هند، تسلط داشت وشاخه هایش از چین آغاز تا اروپای شرقی بسط دارد، پس چه کسی می تواند از اقبال، بیدل چشم پوشی کند؟!

وزیرخرم، آقای "بابی" را، به جرم کاربرد واژه ی دانشگاه، از وظیفه برکنار نمود ه است؛ درحالی که این کار وزیر خرم، بیان گر نفهمی اش از متن زبان سترگ فارسی است. ما امروز در کشور مان نه تنها واژه های اداری و علمی مانند، دانشگاه و دانشکده داریم، بلکه نام محلی که،در آن شهروندان شریف پشتون زیست دارند " لشکر گاه" می باشد، که مرکز ولایت هلمنددر جنوب افغانستان است و نیز درهرجای افغانستان، مردم به محل چرای مواشی، چراگاه می گویند. پس نه تنها این واژه ها از زبان فارسی دری هستند، بلکه از زبان مردم این مرزبوم هستند. آقای وزیر خرم، همچنان، شما به کدام دلیل میان گویش های یک زبان، مرز جدایی می کشید؟ زبان فارسی دری چه در ایران باشد چه در افغانستان، چه در تاجکستان، قزاقستان، ازبکستان، کازاوو و در چین و یا در دیگر مناطق جهان، زبان مولانا، رودکی، حافظ بیدل و بزرگان دیگر است و تو صلاحیت جداسازی این زبان را نداری، جدا دانتسن گویشها ی مختلف از زبان اصلی که فارسی دری است جهل مرکبی است که تو و همفکرانت متأسفانه به آن مصاب شده اید.

وزیر خرم! ایرانی دانستن دانشگاه و افغانستانی دانستن لشکر گاه، جز تعصب و خامی چیزی نیست.

اینجا می خواهم یک مثال از زبان بیدل بزرگ بیاورم:

"ادبگاه محبت ناز و شوخی بر نمی دارد

چو شبنم سر به مهر اشک می بالد نگاه آنجا"

در این شعر ادب با پسوند (گاه) یکجا شده و ادبگاه، را ساخته است.

همین گونه حافظ می گوید:

"خیال نقش تو در کار گاه دیده کشیدم

به صورت تو نگاری ندیدم و نشنیدم"

باز هم دیده می شود که واژه ی "کار" با پسوند "گاه"، یکجا کار گاه را ساخته است. همین گونه، واژه های فروشگاه، آرایشگاه، آسایشگاه، چراگاه، آرگاه و بارگاه که همه شهروندان کشور همه روزه استفاده می کنند، پس درد شما در برابر واژه ی دانشگاه چیست؟ اگر ماده ی 16 قانون اساسی را پوششی به رأی فاشیستی خود انتخاب کردید، باید بدانید که اول این بند که مصطلحات علمی و اداری حفظ گردد، فیصله ی نماینده گان نیست، بلکه دخل گروه فاشیستی است که در قانون دستبرد زدند ونیز زبان ملی در قانون وجود ندارد، بلکه زبان رسمی تذکر رفته است. بنا براین، کاربرد واژه ی دانشگاه، غیر قانونی نیست.

بیت دیگر از بیدل:

"در این ادبکده جز سر به هیچ جا مگذار

جهان تمام زمین دل است پا مگذار"

ادب با پسوند "کده" ادبکده را ساخته است و واژه ی دانشکده هم از واژه ی دانش و پسوند کده، به معنای جای دانش، آمده است و این گونه واژه سازی از قاعده های مسلم زبان است. کجای این واژه ها بیگانه است؟

وزیر خرم شما به کدام صلاحیت، به کسانی که به زبان مادریشان سخن می گویند، امر و نهی می کنید؟

نخست شما این صلاحیت را ندارید که برای دیگران تعیین تکلیف کنید دوم آنچه که جناب شما ندارید دانش کافی در زمینه است. پس فکر نکنی که در دوکان قصابی "لالا آغا"نشسته با ساتوری بدست، گوشت گاومیش می فروشی. جناب! آنجا وزارت فرهنگ کشور است که متعلق به همه شهروندان است و تو نماینده ی مردم هستی نه خود مردم؛ اما من از شما گله ندارم، چون از آدمی مانند شما چنین فرهنگ ستیزیی بعید نیست. جناب شما که به باور فاشیزم مسلح و تعصب اندیشه ی تان است، باید چنین کاری کنید؛ اما نه در وزارت فرهنگ افغانستان، در جایی که بودی برو و هر چه دل تنگت خواست بکن. مگر درد اینجاست که مشکل از بالا است و با تأسف آب از بالا گل آلود است، مشکل از بی دانشی دست اندرکاران سیاست کشور است. اگر رئیس جمهور چیزی به نام دانش می داشت و به فرهنگ باور مند می بود، خرم وزیر فرهنگ معرفی نمی شد و پارلمان رأی نمی داد.

شما قضاوت کنید که "گالری" زبان این مردم است یا نگارستان،

مولانای بزرگ می گوید:

"ای خوشا روزی که ما معشوق را مهمان کنیم

دیده از روی نگارینش نگارستان کنیم"

"میتینگ" درست است یا نشست و جلسه، "ورکشاپ" بهتر است یا کارگاه، سیتی سنتر مأنوس است یا مرکز شهر.

همه روزه درو دیوار شهر پر از واژه های مانند ورکشاپ، سیتی سنتر، گالری، چکن سوپ، واچ میکر و هزاران واژه ی اجنبی می شود واز زبان وزیران دولت در هنگام سخن گفتن، چندین واژه ی خارجی بیرون می شود، مگر شما آن واژه هارا که مردم ما هیچ نمی دانند، ملی می دانید؛ ولی اگر کسی به زبان مولانا، زبان حافظ، زبان سنایی، زبان ناصر خسرو، زبان علی شیر نوایی، زبان احمد شاه ابدالی، وزبان مادرش سخن زد، می گویی که این واژه بیگانه است و خلاف وحدت ملی می باشد. پس از دید شما، وحدت ملی چه معنا دارد؟

آیا موجودیت نهاد و ساختار های دروغی مانند، بانک ملی و سرود ملی، می تواند همه اقوام را ملت بسازد و وحدت ملی ایجاد کند؟ یا اینکه مقوله ی ملت شدن وملی بودن مستلزم عدالت، برابری اجتماعی و احترام به جایگاه همه و رسید ن به حق شهروندی است.

وزیر خرم، خوابی که شما دیده اید کابوس است نه رؤیا. زبان فارسی دری بزرگتر از این است که به باد های مانند تو بلرزد و زمانی که شما تشخیص استبداد داده اید خیلی نا به جا است، اکنون نه زمان هاشم خان است و نه زمان طالبان،

وزیر خرم در خوابی در خوابی .... بیدار شو تا دیر نشده.

حافظ در شأن مردمان بی تمیز مانند تو می گوید:

"آه آه از دست صرافان گوهر ناشناس

هرزمان خر مهره را با در برابر می کنند"

 

 

+ نوشته شده در  18 Feb 2008ساعت 8 بعد از ظهر  توسط آرش | 

نوشته: لطیف کریمی استالفی

قبل از اینکه به اصل موضوع این مقاله بپردازم، فشرده ای از چشم دید خود را از یک شب مهمانی، که گفته می توانم بشمول یک تن از برادرا ن بلوچ ما، از تمام اقوام وطن در آن شب استثنایی حضورداشتند، مهمانان هر یک به گوشه ای فارغ از همه تعصبات و کدورت ها از هر چمن سمنی با هم مصروف قصه بودند، ناگهان یک تن از مهمانان صدا کرد، او برادر ها ! خبر دارید که وزیر اطلاعات و فرهنگ، خرم صاحب باز چه گلی را به آب داده ! حاضرین با تعجب پرسیدند که نی.

او گفت:

وزیر صاحب با مشورۀ سلا کار خود حلیم تنویر، صاحب اثر «خر بی فرهنگ» که هر دو افتخار عضویت حزب حکمتیاررا دارند، شاید بدستور امیر حزب شان سه تن از ژورنالستان را بخاطر

استفاده از کلمات «دانشکده» «دانشگاه» و «دانشجو » بزعم وزیر صاحب «مغایر فرهنگ اسلامی و قانون» بوده، جریمۀ نقدی، درج سجل و از کار برکنار نموده است، حاضرین مجلس همه به این ابتکار عظیم وزیر صاحب خندیدند، متلک ها و شوخی ها شروع شد، یکی گفت: حیف این کته گی، از آن شکم کوه بچه، مولودش موش! دو نفر دوست دیگر که مقابل هم نشسته بودند ودرارتباط کلمات «پیشوند» و «پسوند» بحث داشتند یکی آن از قوم شریف «افغان» ودیگرش از ملیت «تاجیک» بود، باهم شوخی های بسیار ظریفانه داشتند، برادر افغان ما گفت: بیائید از کهنه پرستی ها دست برداریم، یک ترکیب جدیدی برای رفع این تشنج، بحساب شیر و شکر بسازیم،مثلاً بجای دانشکده، دانشگاه، پوهنتون وپوهنحی بعد ازین از ترکیبات جدیدی چون «پوهنکده» «دانشتون» استفاده کنیم، که هم لعل بدست آید و هم دل یار نرنجد، بازهم حاضرین با قهقه خندیدند، یکتن از آخر مجلس صدا کرده گفت: این واژه های ترکیبی شما که معنی نمی دهد و کُلاً مسخره است، در پاسخ گفت: جانم بیخاریست !!.

باز هم رشتۀ کلام را برادر افغان ما بدست گرفته با لبخند و حرکات شوخی آمیز پیشنهاد کرد که، پس بیائید کمی شما و کمی ما عقب نشینی کرده، شما ازپسوند « کده » تان تیر شوید و از « تون » ما استفاده کنید، برادر تاجیک ما که هم لبخند بر لب داشت با حاضر جوابی گفت: بسیار خوب، لااقل اجازه بدهید که ما منبعد از« پیشوند » خود کار بگیریم باز هم همه مهمانان خندیدند.

مجلس تا نیمه های شب با خنده وصمیمیت پایان یافت.

آری هموطن عزیز من، در کشور ما اغلب قضاوت ها بسیار شتاب زده انجام میگیرد و بلاخره تصمیم گیران بیسواد به بن بست می رسند و زمانیکه بوی گنده گی شان بالا شد، برای تبرئه خود اسلام راسپر می سازند و در ذهن برخی سوال پیدا می شود که آیا اسلام در واژه ها ی بقول مولانا

( قرآن پارسی )هم کدام آیه ای دارد؟ ویا اصلاً کجای این واژه ها خلاف اصول اسلام است.

آری... در کشور ما عناصر عقده بدل و وابسته به بیگانگان همیشه در بی ثباتی اجتماعی و

سیا سی، از انواع اعمال شیطانی کار گرفته اند، تا یگانه هدف سروری شان بردیگران استحکام یابد، ورنه درین شرایط بسیار وخیم کشور که هنوز عقدۀ سربریدنهای طالبان وحشی فروکش نکرده،چماق بدستان دیگری کوچه به کوچه دنبال سرکوب کسانیکه از زبان مادری شان استفاده می برند، برآمده اند.

ما نسبت به ضدیت این اشخاص در مقابل زبان فارسی بخوبی واقف هستیم، این عقده مندان از چند گروه تشکیل شده اند که از ابتداء اساس بر تسلط گذاشته اند، محمد گل مومند این درخت را غرس کرد و آنچه آثار تاریخی علمی و ادبی بزبان فارسی را در سمت شمال یافت تراشید و حتا آنقدر رشکش آمد که چرا بنام پدر خداوندگار بلخ قریه ای مسمأ به بهاوالدین باشد آنرا به بی معنی ترین کلمه یعنی «اشپوله » تغیرنام داد وصد ها تغیرات دیگر، بعداً این درخت تعصب را حزب افغان ملت به آبیاری گرفت واکنون گروه های فاشیزم افغانی پرورش می دهند، شاخه دیگری ازین گروه در برون مرزی کمیته ای بنام ( د افغانستان د کلتوری ودی تولنه ) را ایجاد و دور هم نشستند،در نتیجه چتلترین کتابی را بنام ( دویمه سقاوی ) به همکاری اسماعیل «یون» وسلیمان « لایق » باسم مستعار سمسور افغان نوشتند.

درین کتاب آمده است « باید زبان اکثریت جای زبان اقلیت ها را گرفته و رسمی گردد وسایر اقلیت ها مکلف اند زبان پشتو را تکلم نمایند » و در جای دیگری می نویسد « آنها ( ربانی ) برای پوهنتون کابل،دانشگاه و به پوهنحی، دانشکده راانتخاب کرده بودند ».

بناً ما بدین نتیجه می رسیم که این گروهک ها برای سایر مردم تکلیف تعین می کنند و اجباراً زبان شانرا بر دیگران تحمیل میدارند وجای شکی نیست که برنامه های دویمه سقاوی را بدست تطبیق گرفته اند، یکی از نمونۀ آن همین اکنون حکم کریم خرم است که کلمات دانشگاه ودانشکده را خلاف قانون و اصول اسلامی می داند.

تاریخ نشان می دهد، درهر کشوریکه مزدوران انگلیس سلطۀ خود را قائم ساخته اند، نتنها مسبب دشمنی و جدایی بین اقوام شده اند بلکه فرهنگ اصلی آن جامعه را بتدریج از بین برده اند، برای این مزدوران سلطنت، کمونیزم، اسلام وسیله ای بیش نیست، ما نتایج فرومایگی رژیم فاشیستی واستبدای سلطنتی نادر« غدار »، کمونیزم تره کی وامین، اسلام ناب « راکتیار » و طالبان را اکنون حس میکنیم، ناگزیریم برای حراست و پاسداری از افتخارات حوزهء تمدنی خراسان زمین فریاد مظلومیت خود را بلند کنیم و نگذاریم زبان شیرین و رسمی 1500 سالۀ دربارها بخاک مدفون شود.

ما از آنجا نا باور شدیم که این تفوق طلبان نام یک قوم را بالای تمام اقوام اجباراً تحمیل کردند و در حذف کامل زبان فارسی بسیاربیشرمانه پای لچ نموده اند، در حالیکه خوب می دانند این راه نتنها به باور های اقوام دیگری صدمه می زند، بلکه یک زبان علمی بسیار کهن که بیش از 160 ملیون گوینده دارد ودر سطح جهان شناخته شده بِِکُشند وزبان دیگری را زنده سازند، دیروز نام تاریخی و اسطوره ای کشور ما را با مناطق آن تغیر دادند، هویت قومی ما راگرفتند و امروز واژه های زبان ما را خلاف اسلام اعلام میدارند و شاید فردا به استناد مقالۀ « داتمر هود » بگویند « چه یا ایران او یا تاجکستان پناه یوسی » و از وطن اصلی ما بیرون مان کنند، یقین کامل دارم که این ابر هرگز نخواهد بارید و بقول خانم بهاء هر قدر این شیشه شکسته شود بُران تر شده می رود.

من از آقای « معروفی » که به « چرند نویس افغانستان » معروف شده اند می پرسم، که شما از کجا دانستید کلمات دانشگاه و دانشکده برای 98 فیصد مردم افغانستان نا مأ نوس است و این احصائیه را از کجا بدست آوردید، شما که در اکثر نوشته های تان، واژه هایی را از فرهنگ عمید، دانش و غیره میگیرید وحتا برای همان دو فیصد باقیمانده با سواد ما هم معنی آن

مشکل است، چه جوابیه ای دارید، مگر این نیست که شما شخصاً طفره رویی می کنید زیراصدای

 حق طلبی ما به اهداف نا میمون تان برمیخورد و به افتخار از آن استادان فن پشتو تولنه، چون رشتین، حبیبی، الفت، مجروح، بینوا، پژ واک یاد آور می شوید، بلی آنها به اتفاق شکور رشاد درپشتو تولنه تول شدند، برخی را بابا ساختند و برخی را اُشتک، آنها در دریای تعصب چنان غرق بودند که حتی نمی دانستند چه می کنند، یکی از نمونه های عجیب و غریب نام گذاریهای شان این بود که در سال 1350 به عوض زمزمه های « شب هنگام » « دشپی ژغونه » را نوشتند، عده ای به نصرالله حافظ عضو پشتو تولنه پشنهاد کردند که ژغونه یعنی آواز ها، در شب آواز خر و سگ هم بلند می شود، آنها دیدند که واقعاً اشتباه کرده اند آنرا به « د شومدمو انگازی » تبدیل نمودند، ولی تا امروز ما نگفتیم که اشپوله، د شومدموانگازی وصدها همچوکلمات برای 100 فیصد مردم کشورما نا مأ نوس است، وها، آیا شنیده باشی کسی گفته باشد خانمم در ژیژنتون بستر است یا می روم پسر خود را از ورکتون می آورم، راستی این کلمات به اضافهء ژغدبلی و شرنگ سوته نا مأنوس نیست؟ همین واژه ها را نیز استادان فن پشتو تولنه ساخته بودند، شما ادعا می کنید که کلمات دانشگاه و دانشکده برای دلاک، نجار، گلکار،قصاب وغیره نامأنوس است، چه فکر باطلی ! اگراین کلمات مثل پوهنتون وپوهنحی که مدت چهل سال اجباراً بالای ما زمزمه شده، برای مدت چار ماه در اطلاعات جمعی بکار گرفته شود، شما خواهید دید که همان سلمان وگلکار و نجار ما بسیار روان بزبان خواهد آورد، بدبختی ما دراینجاست، بیش از اینکه چیزی را بشناسیم به آن دشمنی می ورزیم.

در آخر یاد آور می شوم که من شخصاً به این عقیده هستم که آموختن علم بهر زبانی که باشد برای بشریت مفید واقع می شود، مشروط بر اینکه به تمام زبانها ارج گذاشته شود وهمه آنها را بدون تفکیک تقویه و رشد دهند.

عجیب روزگاری آمده، کاروان سرچپه شده، در کشور قحط الرجال شده،دو پست کلیدی که معرف اصلی کلتور و فرهنگ ما باید در جهان متمدن امروز باشد به دو نفری سپرده شده که به برکت زبان فارسی به همین مقام ها رسیده اند و اکنون با بوسه های یهودایی خویش آنرا به صلیب می کشند، تمام مردم افغانستان ایجاد گران فتنه و هرج ومرج را بخوبی شناخته اند، فریب این ابلهان را هرگز نمیخورند، اقوام کشور ما مثل بوریا بهم بافت خورده اند، این بافت را چند نفر نازیست نمی تواند از هم بپاشد، و شما خرم صاحب ! هر چه عاجل به پیشگاه ملت از عمل نابخردانه ء خود معذرت خواهی کنید.

 باحترام

+ نوشته شده در  18 Feb 2008ساعت 8 بعد از ظهر  توسط آرش | 
قسمی که خبر دارید در شهر مزار شریف یک خبرنگار ما از وظیفه اش برکنار شده است. دلیلش این بوده که او بر خلاف ذوق پشتون ها به جای کلمهء پوهنتون از دانشگاه استفاده کرده است و به جای پوهنزی، دانشکده گفته است.

تعدادی بی فرهنگ که پست های فرهنگی را در دست دارند، کلمات اصیل فارسی را بیگانه می خوانند و مانع استفاده از آن می شوند ولی برعکس کلمات بیگانهء پشتو را می خواهند در زبان فارسی مردم افغانستان به زور داخل نموده بالای مردم بقبولانند. این یک عمل غیر انسانی و خلاف عقل و منطق است. این در حقیقت یک جنایت است و خیانت به این کشور است. همچو اشخاصی که بین فارسی زبانان اختلاف ایجاد می کنند و به نام فارسی و دری می خواهند زبان ها را از هم جدا کنند و با ورود کلمات پشتو قصد تضعیف زبان ما را دارند، این ها چوچه های انگلیس اند. این ها جاسوسان استعمارگران اند، استعمار گرانی که هزار ها سال است با فارسی و فارسی زبانان دشمنی دارند. این سگ های استعمار و این اولاده های پنجابی ها حتی به از اسلام سوء استفاده می کنند و کلمه های مانند دانشگاه و دانشکده را خلاف موازین اسلام می دانند. این اولاده های انگریز با ریش لنگی مجسمه های بودا را نابود کردند و جال با چپن های سبز قصد نابودی زبان و فرهنگ ما را دارند.

لعنت خدا بر این بر این مردم بیفرهنگ و بی وجدان!

+ نوشته شده در  11 Feb 2008ساعت 11 قبل از ظهر  توسط آرش | 
مقامات وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان یک خبرنگار و دو مدیر مسئول خبر را به علت "استفاده از واژه های فارسی" در بلخ مجازات کرده اند. 

-----> گزارش رادیوئی هارون نجفی زاده از مزار شریف 

مقامات این وزارت در بلخ، در نامه ای به تلویزیون محلی بلخ گفته اند که بصیر بابی، گزارشگر محلی تلویزیون ملی افغانستان در مزارشریف، به علت "استفاده از کلمات خلاف اصول فرهنگی و اسلامی" مجازات شود و در سابقه کاری اش این "تخلف" تذکر داده شود.

در حالی که کریم خرم وزیر اطلاعات و فرهنگ افغانستان، خبر برکناری نصیر بابی را رد کرد، آقای بابی به بی بی سی گفت که مقامات اطلاعات و فرهنگ، او را از ادامه کار برای رادیو و تلویزیون بلخ منع کرده اند. این مجازات، سابقه کاری بیست ساله آقای بابی برای تلویزیون دولتی افغانستان را زیر سوال برده است. همچنین دکتر ذبیح الله فطرت، رییس تلویزیون محلی بلخ و داوود احمدی، مدیر عمومی اطلاعات تلویزیون ملی افغانستان به همین علت، "مجازات نقدی" شده اند.

بصیر بابی در گزارشی برای تلویزیون ملی افغانستان که از کابل پخش می شود، واژه "دانشکده" را به جای "پوهنحی" و دانشگاه را به جای "پوهنتون" استفاده کرده بود. وی همچنین "دانشجویان" را به جای "محصلین" بکار برده بود. 

آقای بابی پیش از این نیز هشدارهایی از سوی وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان مبنی بر "خودداری از استفاده از کلمات بیگانه" دریافت کرده بود.

این خبرنگار افغان در مزارشریف می گوید که او هیچ جرمی را مرتکب نشده و فقط زبان مادری اش را که فارسی دری است، بکار برده است.

"مضحک و خنده آور"

آقای بابی در گفتگو با بی بی سی این اقدام وزارت اطلاعات و فرهنگ را غیرعادلانه و بدور از انصاف خواند و گفت: "این حکم نشان می دهد که وزارت فرهنگ تحمل ندارد افغانها زبان مادری خود را بکار ببرند و صدای ما را می خواهد در گلو خفه کند."

خبرنگار تنبیه شده تلویزیون افغانستان افزود: "مجازات به جرم استفاده از زبان مادری ام، مضحک و خنده آور است." اما مقامات وزارت فرهنگ افغانستان در بلخ گفته اند که آقای بابی خواسته که "قصدا" زبان بیگانه را در افغانستان مروج سازد.

این اقدام وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان در ولایت بلخ واکنشهای زیادی را برانگیخته است.

فرهاد عظیمی، استاد دانشگاه و رییس شورای ولایتی بلخ این حکم را غیرقانونی خوانده و آن را محکوم کرده است. قانون اساسی افغانستان هر دو زبان فارسی دری و پشتو را به رسمیت شناخته و آنها را زبان های ملی خوانده است.

پیشتر نیز وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان نام "نگارستان ملی" را به "گالری ملی" تغییر داد. جایگزین واژه "نگارستان" با "گالری" برخی از فرهنگیان افغانستان را نسبت سیاستهای این وزارت درقبال فارسی دری نگران کرده است. اما این بحث که آیا "دری افغانستان" با "فارسی ایران"، دو نام برای یک زبان است یا دو زبان متفاوت، به قوت وجود دارد.

ولی اهل ادب و زبان افغانستان همواره تاکید داشته اند که دری و فارسی، زبان واحد و گویش های متفاوت یک زبان است.

 

برخی از واکنش های خوانندگان:

لطفاً با پخش این خبر ما را نزد کشور های همزبان ماشرمنده تر نسازید. در حالیکه ما روی داشتن شبکه تلویزیونی مشترک، ارتباطات قویتر فرهنگی و اقتصادی کوشش مینماییم این جز خجالتی مقامات ما چیزی دیگری ببار نمیآورد. ارشد نظامی - کندوز

به نظرم فقط زبان پشتو زبان اصلی و ملی در در افغانستان است و سایر زبانها حق ندارند استفاده شوند و تمام کلمات و اصطلاحات که در زبان پشتو استفاده می شود اگر چی خارجی هم باشند باز هم مورد قبول است ولی زبان دری حق ندارد که کلمات و واژه هایش مورد استفاده قرار بگیرد همچنانکه سالهای سال قوم پشتون حاکم بوده و زبانشان هم باید همچنان باقی باشد و دری زبانان حق ندارند به زبان خودشان حرف بزنند یا چیزی را بنویسند بلکه باید به زبان پشتو بنویسند و حرف بزنند. نمی دانم در این صورت چرا اینها از مولوی تقدیر می کنند و به او افتخار می کنند در صورتی که او دری سخن می گفته و اشعارش هم به زبان دری بوده نه پشتو. احمدی - بامیان

مشکل در اين است که مقامات متعصب فرهنگی در کشور هنوز فارسی و دری را دو زبان متفاوت از هم ميدانند در حاليکه هيچگونه تفاوتی در آثار کهن نويسندگان دری و فارسی به چشم نميخورد. و موضوع ديگر اينکه آنها ميخواهند که چون گذشتگان در حق زبان دری خيانت روا دارند.و واژه گان پشتو را بر اين زبان تحميل بدارند. بابا - هرات (مقیم لاهور)

من در یکی از دفاتر خارجی کار میکنم و این موضوع را بدون فاش کردن اسم مقام به همکار خارجیم به زبان او برگردان نمودم و ازش پرسیدم برای چنین عمل چی ابراز نظری دارد، فقط به یک پاسخ کوتاه گفت: "این احمقانه است" من هم متیقن بودم که چنین است و شاید شما هم. منصور حامی - کابل

زبان فارسی چون سیل خروشان است که با یک بیل خاک این آدمها، مسدود نخواهد شد، تلویزیون به اصطلاح ملی از خودشان. با بیرون کردن یک شخص از آنجا، زبانی 5000 ساله نخواهد مرد، اطلس همیشه اطلس است. نصیراحمد - هرات

نام شهرهایی مثل سبزوار را به شیندند و قره تپه را به تورغندی، سفیدکوه را به سپین غرو ...تبدیل کردند مراسم و اعیاد کهن و ملی ما یعنی نوروز باستان را به بهانه اسلام از بین بردند و به میله (جشن) دهقان تحریف کردند. وقتی دیدند که غیرت و همت در بین فارسی زبانها نیست، بین ما فارسی زبان ها، اختلافات مذهبی را دامن زدند و ما شیعه و سنی گفته همدیگر را نابود کردیم. بعد اختلاف نژادی را دامن زده و ما هزاره و تاجیک و ازبک گفته خون همدیگر را ریختاندیم. حال هم حق نداریم در سرزمین مادری خود به لسان مادری خود تکلم کنیم. پس فرق ما و فلسطینی ها در چیست؟ واثق - کابل

عظمت اين زبان تا بدان جاست که اين چنينی ها نميتوانند خوردش کنند .زبانی که با قلم مولانا ، حافظ، سعدي...قامت افرشته او را از اينچنين احکام گزندی نخواهد رسيد.ولي افسوس از اينکه وزير ما زبان و تاريخ ما را به ديگران تقديم ميکند -چيري که انتظارش را دارند -آزرو ميکنم برخی را خدا هدابت کند تا بدانند قبل از استفاده از هر زبانی بايد انسانيت آموخت. آنگاه در پرتو عقلانيت ميتوان فهميد که چه از خود ماست و چه از بيگانگان. فرشته - هرات

واقعا مضحک و خنده آور است. آن بیچاره (نصیر بابی) اگر کلمات انگلیسی بکار می برد، در آنصورت جرم نبود. اطلاعات و فرهنگ هر گاه میخواهد به فرهنگ کشور خدمت کند، نامهای رستورانتها و مراکز تجارتی را عوض نماید. این سیاست وزارت فرهنگ، نشان دهنده تعصب لسانی آنها است و جزء افزایش تعصبات لسانی؛ سودی نخواهد داشت. منیب حکیمی - کابل

به فکر من این یک اقدام خوبی است زیرا میتواند از تجاوز فرهنگ های بیگانه به کشور ما جلوگیری کند. من مخالف هیچ زبان نیستم اما در صورت که فرضاً ما کلمه خانم داشته باشیم چه ضروت است از بانو استفاده کنیم یا در صورت که شفاخانه داشته باشیم چه ضرورت است از بیمارستان استفاده کنیم؟ گرچه شفا یک کلمه عربی است اما یک قسمت از زبان دری کلمات عربی است (اصلا) و دیگر این کلمات در جامعه ما نهادینه شده اند پس جه ضرورت است دوباره آنها را تغییر بدهیم؟ در حالیکه زبان وسیله افهام و تفهیم است. حمیدالله - لوگر

مقامات وزارت اطلاعات و فرهنگ کار درست و بسيار خوبی انجام داده اند کسایی هستند که می خواهند کلمات بيگانه را در زبان شرين دری داخل نمايند و اين خودش يک خيانت به فرهنگ مردم افغانستان عزيز است. رشیدی - بریتانیا

به نظرمن کلمات مثل پوهنتون و پوهنجی به زور روی دری زبانان افغانستان تحمیل شده است. در حالیکه دانشکده و دانشگاه قابل فهم تر است. فرض کنیم که فارسی و دری یکی نیست ولی هم خانواده است، زبان پشتو کاملا متغیر است. جالب اینجاست که چرا جناب وزیر اطلاعات و فرهنگ تا بحال روی کلمات انگلیسی، هندی و اردو که با زبان دری اصلا هم خانواده نیست گیر نداده. شریف احسانی - باکو

بيايد از گذشته درس بگیريد و هميشه مثبت فكرنمايید. از منفي بافي و استفاده ازشيوه هاي نا معقول در جهت اغراض شخصي، گروهي و قومي پرهيز کنیم، وحدت و يكپارچگي اين ملت زجركشيده را خدشه دار نکنیم و آب به آسياب دشمن نريزيم. اين اقدامات ناكام است و نمي تواند هيچ گونه موفقيتي در قبال داشته باشد. در ضمن آيا در مراسلات رسمي و محاورات روزانه مردم و مسولين، واژه ها و اصطلاحات خارجي وجود ندارد؟ پس اين سياست دوگانه يعني چه؟ رئوفی - هرات

عملکرد وزارت اطلاعات و فرهنگ قابل تائید میباشد. عبدالواسع - کابل

به نظر من وزير صاحب اگر ميخواهد فرهنگ بيگانه را از بين ببرد اول كلمه پرابلم (مشكل) كه بارها از زبان خودش و ديگران شنيده شده است از بين ببرد آيا بخاطري كه تحت استعمار آمريكا قرار دارد خاموش ميماند پس اگر زبان دري جرم است پس چرا لوحه هاي وزارت و برنامه هاي تلويزيون را اصلاح نميكند. من وقتي اي خبر را به سايت ديدم زياد متاثر شدم كه ديگران به ما چي خواهد گفت. احمد جاوید - هرات

می خواهند زبان کوچه بازاری خود را به مردم افغانستان تحمیل کنند. زبان فارسی یکی از قدیمی ترین و زیبا ترین زبانهای دنیاست و من افتخار مکی کنم که به این زبان صحبت می کنم. روح الله موسوی افغان - کلن

به نظر من به واقعیت در شرایط کنونی استفاده از واژه های فارسی کار پسندیده نیست زیرا در حال حاضر کشور ما تحت هجوم فرهنگ های بیگانه قرار گرفته است و ما نباید دشمن را در این موقع بحرانی وقت دهیم تا بالای فرهنگ دری ما تجاوز کند و لطفآ شما هم این موضوع را دامن نزنید. سرور خیری - کابل

کلماتی از قبیل دانش، نگار وغیره در زبان دری سابقه چند هزار ساله دارد. صرف استعمال اینگونه واژه ها در ایران، دلیل بر دری نبودن آن نمی شود. اکر بنا باشد کار برد هر لفظی که در ایران استعمال می شود در افغانستان جرم پنداشته شود باید همه دری زبانان برای نجات از مجازات دهان های شان را ببندند... عارف - کابل

خلاف اسلامي؟ منظورش اين بوده که چون کلمه پوهن اسلامي ترست؟! وزير صاحب کلمه دانش از زبان مولوي و عطار و سنايي و انصاري و ابراهيم ادهم و محمود غزنوي و ابومسلم و ديگر ابر مردان است. زبانی که امروزه قابل قبولترين تفسيری از اسلام را به جهانيان عرضه کرده است و همه مي دانيم که کداميک اسلامی تر، فرهنگی تر و خدايی تر اند. فرموده وزير صاحب همان چيزيست که اعراب درباره زبان خود ميگفتند، ولي: ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی، اين ره که تو ميروی به ترکستانست. ام البلادی - انگلستان

طوريكه به همگان معلوم است بى بى سى يك سايت بسيار پر ارزش و سابقه دار است، به نظر نشر همچو مسايل و دامن زدن به آن بجز از اينكه بى اتفاقي و بدبختى را بميان آورد ديگر فايده اى ندارد. لذا خواهش من كاركنان بى بى سى اينست كه از نشر همچو مسايل خودداري نمايد و سايت محترم بى بى سي را بدنام ننمايد. امين - كابل

مقامات اقدام بسیار نیک کردند. هرکسیکه در زبان خود از کلمه های بیگانه استفاده میکند خوب مجازات دهد تا دوباره این عمل او تکرار نشود وهم دیگران پند گیرند. ساره فدایی - کابل

اين يك فاچعه ي بزرگ فرهنگي است كه انجام مي شود . من صراحت اعلام مي كنم كه صدها سال است كه عليه زبان شيرين فارسي حمله مي شود اگر هزارن سال ديگر هم ادامه يابد به اندازه سرسوزن هم از زيبايي و شيريني و غني بودن اين زبان بزرگ كاسته نخواهد شد . وقتي اين زبان مولانا ، سعدي ،‌ حافظ ، ‌بيدل خواجه عبدالله انصاري ،‌ جامي و صدها انديشمند و بزرگ را دارد وزير اطلاعات و فرهنگ كه چي، تمام جهان اگر خواسته باشند بازهم از شكوه و عظمت پارسي شيرين كاسته نخواهد شد. فیصل کریمی فارسیانی - هرات

وزیر اطلاعات و کلتور کار ی دیکری نکرده فقط حکم قانون اساسی را تعمیل کرده . این حکم قانون اساسی است که هرکسی مکلف به رعایت مصطلحات ملی میباشد. الماس افغان - کابل

من با تصمیم محترم وزیرصاحب کاملآ موافق هستم. یکتعداد از هموطنان ما آگاهانه و یاغیرآگاهانه میخواهند کلمات و جملات ایرانی را در لسان دری داخل نمایند. در حقیقت این خود خیانت است به لسان مادری این اقایون یعنی به لسان دری. اکبر - مسکو

من نیز زمانی خبرنگار تلویزیون ملی در هرات بودم. جناب وزیر به رییس وقت رادیو و تلویزیون ملی گفته بودند که خبرنگار شما در هرات ایرانی است زیرا از واژه های فارسی استفاده می کند و بجای پوهنتون دانشگاه می گوید. البته من خبرنگار بخش خبرهای دری رادیو تلویزیون ملی افغانستان بودم و بلاخره این رسانه را رها کردم. وحید پیمان - هرات

به نظر من این اقدام وزارت قابل ستایش است چرا که ایرانی ها میخواهند زبان فارسی را جاگزین زبان دری مابسازند. آنها حتی دری را یک بخش زبان فارسی خواننده به آن فارسی دری میگویند. چرا ما باید زبان خود را با زبان ایرانی هایکجا نماییم و از آنها تقلید نماییم. من پیشنهاد میکنم که دانشمندان زبانشناس ما کوشش نمایند اصطلاحات ایرانی را از فرهنگ ما دور نموده با لفات ناب دری ان را جاگزین سازند. متین - کابل

من شخصأ وزير محترم را نميشناسم ولی بحيث يکفرد افغان از اينکار شان استقبال ميکنم بخاطر اين که اگر بدرستی و دقت فکر شود ما با کشور ايران هيچکدام رابطه مذهبی اجتماعی و فرهنگی نداشته بلکه کشور ايران بحيث يک کشور همسايه برای ما مورد احترام است. اگر ما کلمه پوهنتون و دانشگاه رابا هم مقايسه کنيم طبعآ يک معنا دارند ولی مهم اينست که ما کدام را بايد استعمال کنيم. طبعآ پوهنتون چون همانتوريکه معلوم است دری و پشتو زبانهای رسمی ما است و اين در جاهای مختلف در وطن ما مورد استفاده قرار ميگيرد. میرویس هوفیانی - لندن

دوستان عزيز افغان نگران نباشيد. زبان شيرين فارسی در برابر حمله عربها مقاومت کرد و حتی پس از طالبان هم به قوت خود باقی ماند. مهیار - نیوکاسل

متاسفم از این تفکر غلطشون. لارا - تهران

صرف همین قدر میگویم که کسی که از فرهنگ حتا یک حرفی نمی فهمد باید چنین کارهای از دست وی سر زند. افسوس به فرهنگ گرانبهای افغاستان که بدست چنین اشخاصی است. شیر محمد - کابل

هر دم از این باغ بری می رسد: اول زبان فارسی را از تابلو وزارت اطلاعات و فرهنگ حذف می کند، بعد نام نگارستان را به واژه بیگانه گالری تغییر می دهد، حالا هم کاربرد واژه‏های زیبای دانشجو و دانشکده را، مخالف اصول اسلامی قلمداد می کند. از تمام این کارها، بوی ضدیت با فرهنگ والای فارسی دری به مشام می رسد. به او بگویید این کارها که سهل است، اگر آسمان را هم به زمین بیاوری، این قند شیرین فارسی، در دل و زبان مردم ما جای دارد. کاوه کاویان - خراسان

متاسفانه جناب محترم وزير از يگانه چيزی که بی اطلاع است همان اطلاعات و فرهنگ است. اين مطلب را از حکم اين محترم می توان فهميد. کشوری که در طول تقريبا 30سال اخير همه چيز آن نابود شده است و در اين، تخريب بنای فرهنگ ما در آن به وضوح ديده ميشود باز هم بوی ان ميايد که اين بار با تفرقه افکنی جناب محترم وزير فرهنگ ميان مطلعين ادب فارسی انرا از انچه که تا به حال از ان باز مانده بيشتر بازدارد. خلاصه اينکه زبان شيرين فارسی هميشه فارسی است و اين هم درست است که اختلاف در طرز گفتار لهجه و طريقه صحبت از هر جای تا جای ديگر قدری متفاوت ميباشد ولی زبان ادبی ما يکی ميباشد. نکته اخر اينکه اگر که بخواهيم لغات به اصطلاح بيگانه را از زبان خود حذف کنيم متوجه اين قضيه هستيد که چه مشکلی به بار خواهد امد بطور مثال اگر که بخواهيم لغات عربی را در زبان فارسی نداشته باشيم انوقت با اين زبان بدون يال و دم چه خواهيد کرد جناب محترم وزير فرهنگ... محمد - دنمارک

کلماتی از قبیل پوهنتون وغیره از فرهنگ پاکستانی ها گرفته شده است. در افغانستان کلمه دارالفنون مروج بود. وقتی مردم از نوشتن به زبان مادری شان محروم ساخته می شوند این گپ بمعنی تجزیه افغانستان است. چون همزیستی ممکن نیست، بهتر است افغانستان تجزیه گردد. در آنصورت هر کس راضیتر خواهند زیست. حمید - کابل

واقعا جای تاسف است که اینچنین افراد در افغانستان حاکمند و می خواهند میراث مولویها و پیرهراتها را ازبین ببرند. ولی ما با قاطعیت اعلام میکنیم که زبان فارسی دری در افغانستان و فارسی در ایران یکی است با دو گویش. همانطور که در داخل ایران و افغانستان لهجه های متفاوت وجود دارد. زبان فارسی زبان عرفان زبان فلاسفه شرق حداقل از هزار سال پیش است. به قول فردوسی بزرگ: بسی رنج بردم در این سال سی، عجم زنده کردم بدین پارسی. محسن -هلسینکی

در افغانستانی که یک فرهنگ لغت وجود ندارد و تمام منابع لغات از فرهنگ های پارسی استفاده میشود مگر چه نقصی در زبان فارسی وجود که از آن استفاده شود...شما اگر آثار نویسنده های بزرگ افغان را هم مطالعه کنید/وقتی محاوره های رایج در داخل افغانستان ( حتی کابل) استفاده میکنند گاه صد در صد به زبان دری توهین شده است!! ... من با رادیو تلویزیون ملی افغانستان هم که صحبت کردم گفتم که: شما گاه تا55% اشتباه صحبت میکنید و... و حالا در این دنیایی سیاست زده بهتر زبان مادری ما سیاسی نشود. ناصر فرزان - لوال کانادا

این جای تاسف است که دامنه تبعیض زبانی به وزارت اطلاعات و فرهنگ نیز کشانده شد. این کار آقای خرم بیانگر عدم تحمل وی از شگوفایی زبان فارسی دری میباشد. واین در حالی است که دولت کنونی مانند دولت های قبلی دیگر همه کوشش هارا به خرچ داده تا زبان فارسی دری را نگذارند پیشرفت داشته و آنرا سرکوب کرده اند. احمد لغمانی - کاردیف (ویلز)

آيا بکار بردن واژه اصيل زبان فارسی دری جرم است؟ اگر بلی، پس چرا شما آن واژه ها را ترجمه کرده و بکار می بريد. اگر خواب ازبين بردن زبان ما را داري، بدان که اشتباه کرده اي. چون اين زبانيست که چون مولانا، حافظ، سعدي، بيدل و... پدران و انديشمردانی دارد. مسیح جاوید - حیدرآباد هند

خبر جالب و بسیار خنده آور. آیا ترویج فرهنگ در افغانستان تنها در استفاده از کلمات اصولی به گفته وزیر فرهنگ و ریس تلویزیون ملی محدود گردیده؟ اگر شخصی به زبان مادری اش تکلم کرد باید مجازات شود؟ خیلی عمل مزخرف و خنده آور است. پس خود این عالی جنابان را که داد از فرهنگ اصولی میزنند کی مجازات نماید که صد کلمه وارد شده از زبان اردو را بر زبان می رانند. تعصب هم از خود حد و اندازه ای دارد. دیده بهار - مزارشریف

در طول تاریخ هموطنان فارسی دری زبان ما شاهد این نوع مجازات فرهنگی بوده اند. مثلا تغیر دادن نام سبزوار به شیندند, سرود ملی و اصطلاحات عسکری. بس است دیگر. کمال-روتردام هلند

به سلسله تخریب و جایگزین کردن هویت مفخر فرهنگی مان با بکارگیری روش های انفعالی - مثلآ بی پرداختی دردناک در برابر کاوش ها و غارت آبده ها، اجازه دادن به فرسایش و فروریزی زمانی ساختمانهای تاریخی – و روش های فعالانه مانند انفجار بودا و تلاش مبرهن وزیر کنونی فرهنگ برای بستن یک موزیم در قلعه اختیارالدین هرات، حالا نوبت به جا انداختن پشتو حتی به قیمت فروختن هویت سرزمین ما بحیث خاستگاه زبان قند پارسیست. میخواهند ما قبول کنیم که کلمه دانش از بیگانه هاست و پوهن و پوهنه را جایگزینش کنیم؟! برای متحد ماندن ملی- فرهنگی ما افغانها فقط یک راه باقی است و آن ایجاد یک وزارتخانه دوم فرهنگ برای خدمت به نیازمندی های فرهنگی - زبانی اکثریت فارسی زبانان ما است و بس. بلخی

تصور من این است که وزارت اطلاعات و فرهنگ یا همان (اطلاعات و کلتور) می خواهد افغانستان را دوباره به جنگ های داخلی بکشاند. هنوز خون های ریخته شده بر سر تفوق قومی و زبانی در سرزمین ما نخشکیده است و نباید دولت اقای کرزی منادی عقب گرایی باشد و از واقعیت های تلخ این کشور چشم بپوشد. آقای وزیر چه کاری به زبان مردم دارند؟ من بخاطر تعلقم به کشوری که وزیر فرهنگش تا به این حد بی توجه به انتقادها عمل می کند، متاسفم. هر کسی حق دارد زبان خود را به نحوی که مخاطبان بفهمند به کار بگیرد. بصیر بابی عمری برای فرهنگی که جناب وزیر مدافع آن باید باشند خدمت کرده است. اما پاداشش را ببینید. لیدا

اين اقدام وزارت فرهنك سياست دولت افغانستان را بر ملا كرد و جاي تعجب هم نيست و لي سوال من اين است كه ان عده از مسئولين فارسي زبان در دولت كه براي به قدرت رسانيدن اين دولت كار كردند و به حيث ريس بارلمان و معاونان ريس جمهور كار ميكنند جه نفش در ازاي محو هويت ملي شان انجام ميدهند؟ باز هم سكوت؟ بس نماينده كي از مردم جه مفهومي دارد؟ صخره - قاهره

خفه کردن یک زبان به معنی خفه کردن یک ملت است. اگر وزارت فرهنگ افغانستان سواد کامل میداشت اولین کار که میکرد لوحه وزارت را زا توریزیم به جهانگردی تغیر میداد . ما با تو هستیم آقایی بصیر بابی خداوند با توست. عمر - کپنهاگ

بنظر من استفاده از واژه های ايرانی خطر بزرگ برای اتحاد افغانستان خواهد بود. بابی يگانه کسی نيست که اين جنگ را عليه مردم افغانستان شروع کردهء در پوهنتون کابل و سفارت های افغانستان هم از لغات ايرانی و حرف های ضد عليه پادشاهان افغان زده می شود. که اين همه سبب جنگ داخلی و تجزيه افغانستان خواهد انجاميد. سیداکرم ذکریا - کوپنهاگن

اين همه شروع يک جنگ داخلی در افغانستان است . در صد سال اخير هيچ کسی واژه های ايرانی را استفاده نکرده. حالا ايران می خواهد مذهب وزبان خود را در افغانستان پياده کند. فکر می کنم که افغانستان از فرزندان احمد شاه بابا قربانی می خواهد. احمد ودان - دنمارک

اگراين ممنوعيت ازجانب وزير امرشده باشد قابل درک است بخاطريکه زبان مادری اودری نميباشد وبعضی واژه هاهمينکه برايش ناآشنا جلوه کنند فورا به خارجی بودن آنها فتوا ميدهد . اما واژه کلتور که او گويا وزيرش است او را ناراحت نميسازد . هرچه باشد اين مسأله دلالت بر بيدانشی مسئولين وزارت « فرهنگ » است. ع. ر - پاریس

متاسفانه يکی از مشکلات فرهنگی ما اين است که کسانی برای زبان ما تصميم ميگيرند که زبان فارسی زبان دوم شان می باشد. اين سبب می شود که به دليل نا آشنايی به اصل زبان، تصميم شان هميشه کورکورانه باشد و لطافت های زبان را فراموش کند... شايد اين ها هيج کتابی به جز کتاب دری مکتب نخوانده باشد. شايد برای شان مفيد باشد که تاريخ و کتاب های قديم تر اين زبان دری بخواند. در آن صورت شايد تمام اين زبان بيگانه باشد. فرهاد

آیا یک فارسی زبان در افغانستان به خود این حق را داده تا به پشتونها بگوید چطور باید به زبانشان صحبت کنند؟ نه. این بی ادبی است ولو قانون اساسی هم این بی ادبی را بنیاد حقوقی داده باشد. متعصبان همنوا هستند با ایرانی گرایانی که تمام افتخارات زبان فارسی را می خواهند به ایران ببندند. ایمان احمدی - کابل

فارسی زبان مادری ماست و ما حق داریم به زبان مادری خود تکلم کنیم، من اصلاٌ این حق را به وزارت اطلاعات فرهنگ چی، که به کرزی نمیدهم به من بگوید تو چطور حرف بزن، من از آقای بابی دفاع میکنم، وی هیچ جرمی انجام نداده که از وظیفه اش برکنار شود، من از بی بی سی خواهش میکنم تا این موضوع را به نظر دهی بگذارد. خداوند روی دشمنان زبان پرافتخار فارسی را سیاه کند. فواد علائی - هرات

این عمل نشان دهنده این است که هستند کسانی که در پی استبداد زبانی میبشند و تحمل قوت زبان دیگری را ندارند.استفاده واژه ها باید ضمن یک قانون در پارلمان تصویب شود تا از اغراض عده ای مستبد زبانی پیش گیری کند. شعیب تیموری - کابل

افغانستان بر سکوی هجوم بر زبان دری نشسته اند و همواره بر اين زبان ميتازند. وقتی اين واژه ها (که جبراً ایرانی تلقی میشوند) از سوی دری زبان ها نباید استفاده شود، پس ترجمه واژه به واژه آن هم نباید در زبان پشتو مروج شود. پوهنتون دقیقاً واژه ترجمه شده «دانشگاه» است، نه یونیورسیتی که در زبان انگلیسی میگویند و نه جامعه که در زبان عربی. به خود اجازه میدهند تا «شناسنامه» را پیژندپانه بگویند، و ما را مجرم میدانند اگر به جای تذکره - که واژه عربی است - شناسنامه بگوییم. فرهنگ این وزارت، فرهنگ ما را از میان خواهد برد. پرویز کاوه - کابل

منحیث یک افغان با احساس میخواهم این اقدام وزیر صاحب اطلاعات و فرهنگ را استقبال میکنم. ما باید از بجای زبان فارسی باید زبان دری خود را که یک زبان شیرین است باید بکار ببریم و از کلمات بی مفهوم و بیجای بیگانگان خود داری نمایم. و امید است که هموطنان ما باید کوشش کنند که فرهنگ افغانیت خود را تقویت کنند نه اینکه از فرهنگ بیگانه پیروی کنند. ما افغانها همیشه از سوی کشور های بیگانه کوبیده شدیم بخصوص از سوئ همسایگان خویش مانند ایران - پاکستان و دیگر کشور های دنیا. دوستان و هموطنان بیاید که از بزرگان خود که میخواهند در زنده نگهداشتن فرهنگ ما خدمت میکنند- ایشان را همکاری و همیاری نمایم. باور کنید من منحیث یک افغان با درک این کار وزیر اطلاعات و فرهنگ را استقبال میکنم و خدا کند که هموطنان ما را این استعمار فرهنگی بیگانگان نجات بدهد و فرهنگ افغانیت ما را که هویت ملی ما میباشد تقویت نماید. به امید بهتر درک و فهم هموطنان عزیز من و به امید افغانستان ازاد و مترقی. اسدالله نوری - کابل

+ نوشته شده در  11 Feb 2008ساعت 10 قبل از ظهر  توسط آرش |